من دختري هستم كه اتفاقات لطيف راه اتاقم را گم كرده اند. و اتفاقن غرورم آنقدري زياد هست كه براي هر دوي ما كافي باشد. پس تو برو، هر وقت توانستي غرورت را كامل بگذاري كنار، بيا. چراكه غرور تو تنها مانعي است كه مي تواند جلوي به دست آمدنم از جمع و تفريق هاي زندگي را بگيرد .. تاكيد ميكنم؛ من يك دخترم كه اتفاقات لطيف خيلي وقت است كه راه اتاقم را گم كرده اند.. پس با من كل كل نكن .. نكن.