خاطره هاي خشبو، بوسه هاي دوست داشتني
از بچگي هم يك چيزي كه ياد ما دادند نظافت بود. كه نظافت از ايمان است و اين چيزها. بعد هم يك سري جنگ بود بين اين كه اين حديث از ان حديث هاي واقعي است يا از آن تحريف شده هاست و در نهايت گفته شد كه چه تحريف شده چه نشده، مهم اين است كه درست است و اخر سر هم نفهميديم چه شد. كه بالاخره از يكي از امام ها بود يا نبود. كه در واقع هم مهم نيست. چيزي كه درست باشد، هست ديگر.
خلاصه اينكه نظافت خيلي مهم است. و اين در مورد همه صادق است. يعني به ما ك اينطور ياد دادند. حالا اينكه چرا براي بعضي ها هنوز اين نكته جا نيفتاده است خودش يك بحث خيلي جداست. نظافتي كه مي گويم ربطي به به هم ريختگي اتاق و اين ها ندارد ها، چون به هرحال همه ي ادم ها يك دوره هايي از زندگي شان دلشان نمي خواهد اتاقشان را جمع و جور كنند و اين واقعن به احدي ربطي ندارد. ولي نظافت شخصي يك چيز مهم تري است. چرا؟ چون اين يك مورد، نه تنها سلامتي خودتان را به خطر مي اندازد، بلكه اطرافيانتان را هم معذب ميكند و اين اصلن خوب نيست كه مثلن شمايي كه همه چيزتان خوب است، به خاطر يك بوي زننده، در ذهن آدم برويد در جرگه ي دوست نداشتني ها! چه اشكالي دارد آدم دو يا سه بار در روز مسواك بزند؟ غير از اين است كه «لبخند» مهم ترين اصل يك ارتباط است؟ وقتي خدا يك مشت دندان سالم به شما داده است كه خيلي ها آرزويش را دارند، چرا نبايد شكرش را با تميز نگه داشتنش به جا بياوريد؟ اصلن لبخند به كنار! كمي شخصي تر ِ اين قضيه ميشود بوسه! به نظر شما، چرا زياد شدنش در گوشه و كنار شهر و فيلم ها، بايد باعث شود كه ارزش و متانتي كه دارد، براي ادم بريزد؟ چرا آدم نبايد براي بوسه ها و لبخند هايش در حد ِ يك مسواك زدن، ارزش قائل باشد؟ قشنگ تر از خنديدن و بوسيدن فعلي هست كه لب هاي ادم بتواند به زيبايي هر چه تمام تر انجامش دهد و همزمان شكلِ خاصي هم به خودش بگيرد؟! چرا انقدر ما ايراني ها حرف ميزنيم؟ چرا از اين همه حرف زدن و تعريف كردن خسته نمي شويم؟ چرا ياد نميگيريم كه به جاي اين همه حرف بيخود زدن در طول روز، كمي به خودمان برسيم؟ چه اشكالي دارد بوي عطر بدهيم؟ مكروه و اين چيزهايش را بگذاريد كنار. در اين چندين سالي كه زندگي كرده ايد يعني براي خودتان انقدري مهم نبوده ايد كه يك عطر براي خودتان هديه بگيريد؟ گران است؟ خب باشد. چرا بايد يا عطر بزنيد يا برويد حمام؟ مگر بد است خاطرات اطرافيانتان هم معطر باشد هم تميز؟ چه بدي دارد شما وقتي راه ميرويد كسي بتواند شما را از بوي عطرتان شناسايي كند؟ چه اشكالي دارد شما هم بوي تميزي بدهيد هم بوي عطر؟ چه اشكالي دارد در نظر ديگران خشبو و تميز به نظر برسيد؟ كجاي شانه كردن ِ مو سخت است؟! كجاي هر دو هفته يك بار پيرايش كردن مو سخت است؟ كجاي اين كار عيب دارد كه شما براي سلامتي خودتان ارزش قائل باشيد؟چرا مثلن با تذكر دادن ِ اين چيزهاي مهم بايد ناراحت شويد؟ چرا آدم هايي مثل من از تذكر دادن اين چيزها بايد خجالت بكشند؟
خلاصه اينكه، آي آدم هايي كه اينجا را ميخوانيد و نمي خوانيد و چيزي بين اين، من از شما خواهش ميكنم كه براي سلامتي خودتان، براي بهتر شدن اعتماد ب نفس هاي نداشته يتان، براي بهتر شدن روابطتتان در اجتماع، براي بهتر شدن تصويري كه از خودتان در ذهن ديگران و مهم تر از همه در ذهن خودتان داريد، به نظافت خودتان كمي بيشتر دقت كنيد. بخدا ديگراني كه قرار است با شما هم كلام و هم مسير و هم فكر شوند، هيچ گناهي مرتكب نشده اند. مرتب مسواك بزنيد. مرتب دوش بگيريد. اين عطاري مطاري ها خيلي داروهاي به درد بخور براي اين مشكلاتي كه گاهي هم به خاطر مشكلات جوانح بدن است دارند. حتمن به مغازه هايشان سر بزنيد و براي هررر جايي كه اذيتتان مي كند يك فكري بكنيد قطعن تجويز مناسبي خواهند داشت.
برچسب: اين يك پست نصيحتي - ايمني است و انگشت اشاره اش به سمت «همه» است. اين شماييد كه هر روز صبح، براي ارزشمند شدن خودتان، يادتان، بوسه ها و لبخند هايتان تصميم ميگيريد!
در كل من جاي شما كه هستم، وقتم را با چيزهاي بهتري تلف ميكنم:)