خش خش
يك روزي هم بود كه امدم اينجا از قول يكي نوشتم كه حالم خوب است. حتمن كسي برايم دعا كرده است. اما امروز اينطور نيست... واقعيت اين است كه خيلي زشت است كه بعد از پست سياه قبل بيايم بگويم من هنوز هم حوصله ي هيچكس حتا خودم را ندارم؟خب اصلن عيبي ندارد. بگذاريد زشت بماند. وقتي قرار باشد من يك مدت زيادي سوگوار و غمگين باشم، همان بهتر كه هي نيايم اينجا از حال بد و چندشي كه درونم وول ميخورد و از اندازه ي كلِّ من بزرگتر است به شما بگويم. نه؟ شما هم موافقيد؟ خب. پس هر زمان كه حالم بهتر شد، هرزمان كه توانستم حرف هايم را خيلي قشنگ و نرم و پاپيون زده تحويل شما بدهم دوباره مي آيم و هي تند و تند مي نويسم و اينها. خيلي هم دور نيست. شايد همين چند دقيقه ي ديگر باشد اصلن .. فقط اينكه، برايم خيلي دعا كنيد. آرزو هايتان براي خودتان، فقط برايم دعا كنيد، البته اگر جا هست و سختتان هم نيست و فكر نمي كنيد كه زيادي ام مي شود ..
در كل من جاي شما كه هستم، وقتم را با چيزهاي بهتري تلف ميكنم:)