يك پسر جوان قديمي را تصور كنيد. تصور كرديد؟ خب. زن و بچه دارد؟ سيبيل دارد؟ جورابهايش بو ميدهد؟ صبح ها ساعت 8 ميرود  شب ها ساعت 9 مي ايد؟ فقط جمعه ها خانه است؟ وقتي مي ايد بچه هاي قد و نيم قد از سر و كولش بالا ميروند؟ در دستهايش پر از پاكت هاي ميوه و مغز پسته و بادام است؟كت و شلوار مشكي از تنش بيرون نمي ايد؟ اسم همسر و دخترهايش را در كوچه داد نمي زند؟ حساب هر كسي كه به آن ها نگاه چپ كند را ميگذارد كف دستش؟ هنگام صحبت كردن با خانوم هاي ديگر سرش پايين است؟ صدايش براي جنس لطيف - مونث- بالا نميرود؟ نگاه محبت اميز به همسرش را بلد است؟ چشم هايش پر از پيام غريب امنيت است؟ قلبش پر از مهرباني هاي كوچك و خاص است؟ ...  .  ... حالا مهم است كه سيبيل داشته باشد يا جوراب هايش بو بدهد؟ 


يك پسر جوان جديد را لازم نيست تصور كنيد. پايتان را از خانه بيرون بگذاريد ريخته است. زن و بچه كه ندارند. سيبيل هم ندارند و اتفاقن خيلي هايشان جذاب به نظر مي رسند. جوراب هايشان ولي در هر صورتي بو ميدهد تازه اگر جوراب پايشان كنند. اگر كار داشته باشند صبح ها ساعت 11-12 از خواب بيدار ميشوند و بعد از ظهر ها ساعت 6 خانه اند. وقتي وارد خانه مي شوند ماس ماسك برقي شان را چسبانده اند به گوشهايشان و بلند بلند حرف ميزنند و آرام و زير لب سلام ها را عليك ميگويند. نگاهشان مثل رادار مي چرخد به دنبال يكي خشگلتر از هماني كه كنارشان راه ميرود. فحش و ناسزا ميگويند، فرقي نمي كند كه خواهرشان باشد، دوستشان باشد يا زنشان. سوراخ دهانشان را باز ميكنند و هر نكبتي كه به زبانشان امد ميگويند. براي خانوم ها يا دوست دختر هاي بدبختشان انواع و اقسام لوازم ارايش ها و لباس هاي چسبان و نازك را ميخرند تا بهتر و بيشتر از قبل در جمع دوستانشان ديده شوند. زن هاي بدبختشان هم احتمالن فكر ميكنند اين كار ها از دوست داشتن زياد است. نمي فهمند شده اند ابزار دست مردي كه اعتماد به نفس نداشته اش را با زيبايي بغل دستي اش جبران مي كند. زبان بازي را مثل كف دستشان بلدند. مثل آب خوردن دروغ ميگويند. مثل ريگ خيانت ميكنند و دوست هاي نزديكشان را دور ميزنند. معرفتشان در مهمان كردن قليان و رستوران هاي مزخرف فشم است. سر دختر ها داد ميزنند. ناسزا ميگويند. چرت و پرت ميگويند. محبت هايشان شده است زباني. شده است فيزيكي. حمايت حالي شان نميشود و پيش خودشان مي گويند تكيه گاه چه صيغه ايست ... . ... حالا مهم است كه جذاب  هم به نظر برسند يا سيبيل نداشته باشند؟


*خانوم هاي زيبا كه موهايتان يكهويي همه طلايي و بلند و پر شد و چشم هايتان آبي شد و انقدر بيكار بوديد كه پوست هايتان برنزه شد،  از وجناتتان معلوم است كه كاري با ازدياد جمعيت پسر ها در امار و اين چيزها نداريد، ما هم با شما كاري نداريم، شما راحت باشيد و در خيابان ونك و پاسدارن سر همين هايي كه به شما ميخندند، موهاي همديگر را بكشيد. حتمن كار درستي ميكنيد. :)