یک چیز دیگر..
برف می بارد. دانه دانه. از ان برف هایی ک وقتی می بارد باید در خیابان های لس انجلس باشی. از ان برف هایی ک باید ببارد وقت هایی ک از درون گرمی. از ان هایی ک نیازی ب دو چتر ندارد. از ان هایی ک باید یکی باشد تا ارام در جااغوشی اش گرمت کند. از انهایی ک انگار تمام مردم٬ خیابان های خیس شهر را خالی کرده اند برای شما. از ان هایی ک چندین و چندتا از این چراغ سیاه های بلند ک من خیلی دوست دارم کاشته اند در حاشیه ی خیابان. دوربین از یک دانه ی برف شروع کند و برسد ب شما و بیننده٬ چیپس و ماست را با یک چیز دیگر قورت بدهد و این قسمت فیلم را هی بزند جلو.
+ نوشته شده در ساعت توسط انگشت جان
در كل من جاي شما كه هستم، وقتم را با چيزهاي بهتري تلف ميكنم:)