Beautiful woman silhouette vector

يك دختر قوي و مغرور و مهربان .. كه در كار هاي مزرعه به پدرش كمك ميكند .. كه نباشد كارها لنگ است .. كه همه به داشتنش افتخار ميكنند .. حتي گاو و گوسفند ها .. در خفا اشك ميريزد .. در خفا عاشق ميشود ..كاري نيست كه بلد نباشد .. چيزي نيست كه دلش را بلرزاند .. دختر روياهاي من يك همچين شخصيتي دارد و من با او خيلي فاصله دارم .. من از او خيلي دورم .. و اين مايه ي خجالت است .. دختر روياهايم از من خيلي بهتر است و من هر شب و روز به او حسادت ميكنم .. هر بار كه دست پدرم را ميگيرد و با هم بين سبزه هاي پررنگ راه ميروند و پدرم با او درد دل ميكند به او حسودي ميكنم .. هر بار كه سوار بر اسب سياهش ميبينم كه از جلوي پنجره ي خانه يمان مي تازد و با سرعت از خانه خارج ميشود تا مشكلي را حل كند به او حسودي ميكنم..هر بار كه ميبينم چشم هايش اين همه مدت منتظر كسي هست كه لايق داشتنشان است حسودي ميكنم .. هر بار كه با غرور در مقابل كساني كه ناحق حرف ميزنند مي ايستد،به او حسودي ميكنم .. من به دختر روياهايم حسودي ميكنم .. به اينكه او نيستم .. به اينكه سهمم از داشتن او فقط نگاه كردن به چشم هاي عسلي رنگش است .. به اينكه اينجا توي اين شهر آشغال كه پر است از دود و كثافت بايد دست و پا بزنم كه نمره ي عالي بگيرم و او بايد غمگين باشد از اينكه كره اسبي را كه از شكم مادرش بيرون كشيده،مرده بوده،حسودي ميكنم ..به اين كه او از صبح زود كه از خواب بلند ميشود موهاي بلند و مجعد و سياه رنگش را ميريزد روي شانه هايش،چكمه هاي گِلي اش را پا ميكند و با يك دامن بلند خاكي و يك پيرهن سفيد و جليقه ي قهوه اي،سوار بر اسب راهي مزرعه ميشود كه به كارگرها سر بزند،و من از صبح كه بلند ميشوم اين مقنعه ي آشغال را سر ميكنم و ميروم كه خير سرم به خوشبختي برسم .. ميروم جان ميكنم درس هاي به درد نخور عوضي ميخوانم كه مثلا كسي بشوم و او بدون اين خزئبلات هم راضي است حسودي ميكنم .. به اين كه او هر روزش را با آن چهره ي جدي و جذاب،به زور شب ميكند بس كه كار هاي متنوع دارد حسودي ميكنم .. من به دختر روياهايم كه بين درخت ها و سبزه ها و بوي خاك براي باريدن باران و برداشت محصولات دعا ميكند و معشوقه ي بهترين معمار شهر است و جسور است و من ميدانم كه با او خيلي فرق ها دارم،حسودي ميكنم ..به اينكه هيچكس مثل او روي اين زمين وجود ندارد حسودي ميكنم ..ميدانيد .. اين براي يك دختر .. بدترين غميست كه ميتواند دامنش را بگيرد و ول نكند .. باور كنيد ..!